![]() |
![]() |
|
| برای تنها گل کویر قلبم |
|
بازهم ازتون خواهش می کنم خانم الوان . چیزهایی هست که قبلا بهشون فکر نمی کردم ولی الآن خیلی ذهنمو مشغول کرده . در مورد خانواده ... در مورد شما . در مورد آقای نصیری . کمکم کنید خانم الوان . خواهش می کنم خانم الوان . فقط شما می تونید همه چیز رو برای من روشن کنید . من فقط می خوام که هیچ اشتباهی صورت نگیره . هیچ سوتفاهم و فکر نادرستی بوجود نیاد . با دست روی دست گذاشتن فقط همه چی داره هر روز بیشتر خراب می شه . ذهنیت ها داره تغییر می کنه . احساسات من و شما در حال تغییرند . می دونید برای چی ؟
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/02/12ساعت 8:33 قبل از ظهر توسط دلسوخته |
|
|
ابهامات زیادی برای من بوجود اومده . من فقط می خوام این ابهامات رو از بین ببرم . خواهش می کنم ازتون خانم الوان . اعتماد و صداقت رو نه می شه راحت بدست آورد و نه میشه راحت از دستش داد .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/01/26ساعت 7:45 قبل از ظهر توسط دلسوخته |
|
|
به خاطر تقریبا ١٠ روز پیش خیلی ازتون متشکرم . واقعا سورپریز بود برام . بی اندازه خوشحالم کردید . درسته که هر کسی از توجه و محبت لذت می بره ، ولی این چیزی نیست که من از شما می خواستم . اون هم جای خودشو داره که مطمئنا الآن و در شرایطی که ما هستیم نیست . من نمی خوام ناراحتتون کنم ولی این کار فقط باعث می شه احساسات متناقض و لحظه ای ، هم در شما و هم در من بوجود بیاد و این خودش بزرگترین مانع بر سر راه درست فکر کردنه . این احساسات لحظه ای دقیقا همونهایی هستند که من بارها و بارها و به کرات تو این دو سال تجربه کرده ام و حالا دیگه خیلی خوب می دونم که باید جلوش رو گرفت. من هنوز منتظر پاسخ شما هستم . اینکه آیا مایل هستید که همه چیز رو از اول ، بر طبق فکر و آگاهی مون و بدون در نظر گرفتن دو سالی که گذشته و به نحوی کاملا متفاوت تر از قبل شروع کنیم؟ اینکه کمکم می کنید تا بتونم همه تردیدها رو از بین ببرم ؟ و اینکه آیا کمکم می کنید تا واقعا به نتایج قابل قبولی درباره اینکه ما بر طبق خصوصیات ذاتی مون می تونیم به آینده ای مشترک باهم امیدوار باشیم ؟ من هنوز منتظر پاسخ شما هستم ...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/01/22ساعت 12:30 بعد از ظهر توسط دلسوخته |
|
|
اگه این طوری پیش بره و هماهنگی بین ما از بین بره ، شاید عشق ما تبدیل به یک تجربه ی ناکام بشه. عشق ما ، عشقی که شاید بیشتر با احساس شروع شده ولی روند روبه جلو آن کمی از احساس مطلق فاصله گرفته و به مرور زمان معیارها کمی تغییر کرده اند . البته منظور معیارهای خود من است . و در مورد شما ، بعد از گذشت دو سال و با وجود این همه فراز و نشیب هنوزهم فکر و احساس و معیارهای شما برایم کاملا ناشناخته و مبهم مانده . چیزهایی که بدون شک فهمیدنشان حق من بوده و هست . متاسفانه قبلا نتوانستم رفتار واقع بینانه ای داشته باشم ولی الآن وضعیت خیلی فرق کرده . ای کاش اون اوایل هم مثل امروز فکر می کردم و مسیر درستی رو طی می کردم به جای اینکه این همه رنج و سختی رو به خودم و شاید شما تحمیل کنم . انسانها همیشه در حال تغییرند . باور کنید تغییرات زیادی بوجود اومده فقط کافیه کمی دقت کنید . قبول دارم که مسائل و مشکلات شما شاید خیلی متفاوت تر از مسائلی باشه که من باهاشون روبرو هستم ولی این دلیلی بر این نیست که قبول کنیم که یک راه مبهم و با تردیدهای زیادی رو طی کنیم ، راهی که حتی نمی دونیم به کجا ختم می شه . ما فقط فکر می کنیم که می دونیم آخر این قصه چیه در حالی که واقعیتها ممکنه خیلی با اون چیزی که تو ذهن ما می گذره فرق داشته باشه . این طوری من هم باید عاشق کسی باشم که غیر از اطلاعاتی جزئی چیز دیگه ای دربارش نمی دونم و این واقعا برای من کار خیلی سخت و غیرممکنیه . و باید به زندگی ای امید داشته باشم که حتی نمی دونم به چه شکلی خواهد بود ، پس به من حق بدهید که بخوام کاملا و بدون کوچکترین نقطه مبهمی تمامی شخصیت و رفتارها و واکنشها و اعتقادات هم رو بشناسیم . تک تک خصوصیات و نوع فکر و مسیر و اهداف زندگی . و قبول دارم که شاید چیزی که برای من مهمه برای شما اهمیت کمتری داشته باشه و چیزی هم که شما خیلی بهش بها می دید برای من درجه اهمیت کمتری داشته باشه و تقریبا هم می دونم که این موارد چه چیزهایی می تونند باشند ولی به هر حال یک تعادل و درک متقابلی باید به وجود بیاد . من بازهم منتظر می مونم تا شما بازهم این فرصت را داشته باشید که بیشتر و بیشتر فکر کنید . من می تونم بازهم این موقعیت رو براتون بوجود بیارم که شناخت هرچه دقیق تر و وسیعتری از من و طرز فکر من به دست آورید . ولی من هم متقابلا چنین انتظاری رو از شما دارم . این چیزی هست که بیش از حد برای من مهمه و تقریبا همه احساس من بر پایه این شناخت استوار خواهد بود. باز هم از شما تقاضا می کنم که خیلی دقت کنید ، این مساله ای نیست که بشه خیلی راحت دربارش تصمیم گرفت . افسوس که خیلی دیر این مسائل رو می فهمم و افسوس که الگوهای عشق ما طور دیگه ای پایه ریزی شده اند ولی من مطمئن هستم که اگر شما هم تمایل داشته باشید ، می شه با تغییرات خیلی زیادی و با دیدگاهی نو به مسائل نگاه کرد . هیچ وقت برای شروع دوباره دیر نیست . مطمئن باشید این بهترین و درست ترین مسیر و تضمین برای آینده است . اگر امروز درست فکر نکنیم و درست انتخاب نکنیم و درست در مسیر قرار نگیریم ، فردا و فرداها دچار مشکلات بسیار بیشتری نسبت به امروز خواهیم شد و باز دوباره افسوس این روزها را خواهیم خورد ، یعنی تجربه کردن تجربه ای تکراری و نادرست . درسته که حرفهای من خیلی صریح و شاید هم کمی آزاردهنده به نظر می رسه ولی هرگز سعی نمی کنم چیزی بگم که در درون من نیست و بهش اعتقاد کامل ندارم .
خیلی مشتاقم نظر شخصی خودتون رو درباره ی همه ی این چیزهایی که گفتم ، اینجا برای من بنویسید . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/01/19ساعت 2:36 قبل از ظهر توسط دلسوخته |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
حوادث جالب و خواندنی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
87/02/01 - 87/02/31 87/01/01 - 87/01/31 85/11/01 - 85/11/30 85/10/01 - 85/10/30 85/09/01 - 85/09/30 85/08/01 - 85/08/30 85/07/01 - 85/07/30 85/06/01 - 85/06/31 |
| پیوندها |
|
پورتال خانواده های ایرانی زیبا ترین نامه های عاشقانه 100 ایده ی عاشقانه شیطنت های عاشقانه تعبیر خواب تست روانشناسی طالع بینی تغذیه و رژیم |
|
RSS
|